#_نبض_احساس_پارت_236


سعيدجوابي نداد.سرش پايين بودواخماش توهم.

_سعيد؟

سرشوباهمون اخماش آوردبالاونگام کرد.

_چته؟غيرتي شدي؟

سعيد:هستي هنوزبچس وقت شوهرکردنش ني

سپهر:ولي بايدبهش گفت شايداونم پسره رودوس داشته باشه.

سعيدباعصبانيت:نخيرهستي دوسش نداره

سپهر:خيلي خب چراعصباني ميشي؟گفتم شايد

سعيدازجاش بلندشد

_کجا؟

سعيد:ميرم بيرون هوابخورم.


romangram.com | @romangram_com