#_نبض_احساس_پارت_234
_خوبيم داداشم اونم سلام داره.عسل عموچطوره؟
امين:اونم خوبه باشيطنتاش
_اي جان عموفداش شه.
امين:اميرزنگ زدم تابگم امروزباباي آقاي طاهري زنگ زدوميگفت اگه اجازه بدين ميخوايم باخانواده بيايم خواستگاري هستي.
_جدي؟!کي زنگ زد؟
امين:ديشب
_توچي گفتي؟
امين:من گفتم اول بايدازهستي بپرسم
_حالاباهستي حرف زدي؟
امين:نه هنوزماشب ميايم خونه شماتادراين موردحرف بزنيم.پسرخوبي به نظرمياد.
_منم همين فکرودارم حالابايدنظرهستي روبپرسيم
romangram.com | @romangram_com