#_نبض_احساس_پارت_206


امير:ساعت چنده؟

_نزديک10

امير:چيه اين مراسماي مسخره؟اهههه

_اميرغرنزن.

امير:خب راس ميگم ديگه

همينجورکه داشت غرغرميکردرفت حموم.منم رفتم سرکمدش تايه لباس خوب براش انتخاب کنم.ازحموم که اومدبيرون ديگه غرنميزد.داشتم آرايش ميکردم که ازپشت بغلم کردسرشوبردنزديک موهام وبوييدشون.

امير:چه خوشبو...

_اميربرولباساتوبپوش الان ميان.

امير:چشم.

درزدن.اميرداشت لباساشوميپوشيدمنم رفتم تادروبازکنم.همه بودن.

سعيد:اين دامادخوابالوهنوزم خوابه


romangram.com | @romangram_com