#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_440
بودند. روزبه زمزمه کرد:
- تو خیلی خوشگلی!
مهرانا خیلی جدي گفت:
- من چند تا از شرطام رو گفته بودم؟
روزبه بی آنکه نگاهش کند همان طور محو او بود و با گیجی پاسخ داد:
- دو ... سه تا ... نمی دونم اما درست رو بخوون!
مهرانا لبش را گزید تا نخندد.
- پنجمین شرطم رو حالا می خوام بهت بگم!
روزبه نگاهش کرد و گفت:
- هر چی باشه قبول!
مهرانا لبخندش را مهار کرد و گفت:
- دوباره دکمه هام رو ببند!
روزبه دستانش را لاي موهایش کرد و ناباورانه گفت: جان هر کی دوست داري بی خیال بابا!
romangram.com | @romangram_com