#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_377


- نترسی خانمم! من نمی ذارم کسی بهت نگاه چپ کنه!

بعد او را عقب کشید و به شوخی گفت:

- غیر از خودم که حریف همه می شم!

مهرانا باز حرفی نزد. واقعا روزبه که بود؟ اینکه این طور مهربان و با محبت بود، یا آن که دیروز کتکش می زد؟!

عاقبت مهرانا گفت:

- الان کی به شما زنگ زد ... مامان من؟

خطاب کرد، خنده اش گرفت. « شما » روزبه از اینکه او را

- آرزو بود.

- آرزو ؟

- آره، خواهرم! دیروز دیدیش دیگه!

- دیروز؟

روزبه با شرمندگی گفت:

- آخ یادم رفت بهت بگم اون خانمه ... که اومد گفت روانشناسته، آرزو بود، خواهرم! یا به عبارتی خواهر شوهرت!

romangram.com | @romangram_com