#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_255

روزبه ترسید و گفت:

- کلا گفتم!

همان موقع مهران با صداي بلندي گفت:

- آقا بیاین بازي کنیم!
و چون رامین توپ آورده بود، گفت:

- وسطی حال می ده.

روزبه زیر لب گفت:

- مگه بچه ایم!

مهرانا لبخندي شیطانی زد و خطاب به روزبه گفت:

- چطوره تمرین صمیمیت رو از همین جا شروع کنیم!

و چشمکی دلربا زد. تا روزبه بیاید مقصودش را بفهمد، رو به مهران گفت:

- من عاشق وسطی هستم!

مهران خیلی خودمانی گفت:

- مهرانا یار منه!

romangram.com | @romangram_com