#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_248
- روزبه چطور بود؟
مهرانا با حیرت و شگفتی گفت:
- مامان؟!
نسرین با ذوق و شوق باور نکردنی گفت:
- ا لوس نشو دیگه! پسر خوبیه، نه؟!
مهرانا شکلکی در آورد و بی حوصله گفت:
- نخیرم! یه پسر سوسول و خاله زنک که اگه ولش کنی با نگاهش قورتت می ده! مامان جدا از چیه این پسره خوشت اومده؟!
نسرین نگاهی به در اتاق انداخت و ترسیده گفت:
- هیس! چه خبرته! یواش تر حرف بزن.
و پچ پچ کنان افزود:
- پسر به این ماهی، خوش قیافه، باسواد، پولدار! دیگه چی می خواي؟! فریده و آقا میثم هم که از خداشونه!
مهرانا با عصبانیت گفت:
- مامان من فقط هجده سالمه!
romangram.com | @romangram_com