#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_220

- گمشو دیوونه! خودت کی هستی؟

روزبه هنوز نفهمیده بود مهرانا چه حالی دارد و حیرت زده فریاد زد:

- من کی هستم؟ حالیته چی می گی؟!

و همان طور مچ دست مهرانا را در دست گرفت و غرید:

- نیلوفر روي سگ منو بالا نیار! گمشو بریم تا بهت بگم من کی هستم!

مهانا رو به صالح گفت:

- ببین دروغ می گه. ببین منو صدا زد نیلوفر، اسم من مهراناست. دستم رو ول کن دیوونه!

نسرین که دیگر طاقتش طاق شده بود، سیلی محکمی به صورتش کوبید و گفت:

- گمشو خیره سر!

روزبه لبش را به دندان گرفت و با لحنی که سعی می کرد خیلی بی ادبانه نباشد گفت:

- نه مامان صبر کنید ببینم این آقا کیه؟

و با لحنی عصبی ادامه داد:

- زن من با این مردتیکه چی می خواد!


romangram.com | @romangram_com