#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_205
- صالح شوخی کردي؟
- در مورد چی؟
- سیزده ماه ...
- نه به خدا! پارسال سوم فروردین سال هشتاد و چهار آخرین روزي بود که ما همدیگه رو دیدیم! دو سه بارم تو تلفنی با من حرف زدي،
بعدش دیگه هیچ خبري ازت نشد! اصلا تو بگو الان تو چه سالی هستیم؟
- نمی دونم! خب ...
- خب بگو ... مامانت الان بیمارستانه یا خونه؟
- بیمارستان؟
- آره دیگه ... مگه یادت نیست مامانت ...
صالح مکثی کرد و با ترس و لرز گفت:
- مهرانا مامانت رو یادته؟
- نه!
- نه؟!
romangram.com | @romangram_com