#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_168

شدن؟

صالح پوزخندي زد و با لحنی تحقیرآمیز که مهرانا متوجه ي آن نبود، گفت:

- شاید گلوشون پیشت گیر کرده!

- نه بابا از این خبرا نیست. مثلا حس انسان دوستیشون گل کرده! واي صالح اصلا ازشون خوشم نمیاد!

صالح به سادگی گفت:

- خب نرو!

- اگه می شد نمی رفتم!

این را گفت و برخاست.

- حواست به سوپ باشه، من سعی می کنم زود برگردم.

صالح داشت می ترکید. قیافه ي پسره مدام جلوي نظرش بود. دوباره گفت:

- مگه رودربایستی داري؟ خوشت نمیاد، خب نرو!

- اگه می شد می پیچوندمشون! من فعلا برم. حواس ...

صالح کنایه زد:


romangram.com | @romangram_com