#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_166
- آخه ...
... -
- مامانم گفته؟!
... -
- چی بگم، مزاحمتون نمی شم؟
... -
- آخه ...
نگاهش به صالح افتاد و با لحن کم جان و بی رمقی گفت:
- باشه منتظرم!
به محض قطع کردن گوشی مجال حرف زدن را از صالح گرفت و شماره ي مادرش را گرفت. همان طور قدم زنان منتظر برقراري تماس
شد.
- الو مامان، سلام.
... -
romangram.com | @romangram_com