#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_99

لحظه ای خیره بهم نگاه میکنه و من میفهمم که هنوز یادش نیومده و شاید هم فکر میکنه من هنوز خواهر زنشم .

اخم هاش کم کم دست دوستی به هم میدن لحنش دوباره خشن و غیر قابل انعطاف میشه با لحن بدی میگه :صبحونه رو آماده کردی ؟

-بله صبحانه اماده است ؟

نگاهی به چشمهای سرخ از بی خوابیم میندازه و پوزخندی رو لبش میشینه و میگه :اصلا خوابیدی؟

-نه

سری به نشونه ی رضایت تکون میده و میگه :خوبه

و من میمونم تو حیوون صفتیه این مرد .

بعد از اینکه ارش میره دستشویی تازه ماموریت سخته من آغاز میشه و اونم بیدار کردن رویاهه .

بعد از 10 بار صداش زدن با عجز میناله :شری جون فقط 5 دیقه دیگه فقط 5 دیقه

-5 دیقه دیرتر اومدم بیدارت کردم پاشو صبحونه بخور رویا اذیت نکن

-5 دیقه

-رویا 5دیقه دیرتر اومدم بفهم

-خو 5 دیقه دیگه بخوابم چی میشه ؟

romangram.com | @romangram_com