#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_86
-لیاقت نداری که خوب حالا بگو چه خبر ؟؟چی شد ؟زنده ای اصلا ؟
-نه الان روحمه که داره باهات صحبت میکنه خواستم بگم تو ام امشب مثل من به دیار باقی می شتابی خواستم آماده ات کنم
-شراره اصلا حوصله ی شوخی های لوستو ندارم اگه قرار چرت و پرت بگی پول یا مفت داری که زنگ زدی به من ؟
نه دوستم پول یا مفت ندارم چیزی که زیادی دارم ازش و مفت مفت هم نمی ارزه دردامه که کوه کوه رو هم تلنبار شده و من باید بیرون کنم فکر اون فرهاد کوه غم دلمو کن از این ذهن مسموم و رویا پرداز 19 سالم چون من هیچم و یه وسیله برای انتقام ارش و من همیشه تباه شدم و تا آخر عمرم تباه میشم
لبخند تلخ رو لبم میشینه و میگم :نه زنگ زدم بهت بگم زنگ بزنی به پسرخاله ی گرامت و بگی امروز رو برام مرخصی رد کنه
لحنش نگران میشه و سریع میگه :چی شده که مرخصی میخوای اتفاقی افتاده ؟
دلم مشت میشه و من حتی روز عروسی ام هم بدبختم .هرچند عروسی که با لباس تیره عقد کنه معلومه که بختش هم مثل رنگ لباسش تیره است .
-نه دوستم چه اتفاقی مثلا فقط باید بشینم خونه رو مرتب کنم و تمیز وگرنه آرش خان حتما یه بلبشویی راه میندازه
شمیم اما با سوظن میگه :شراره بگو اونچیزی که رو دلت سنگینی میکنه دِ لامصب من اگه اون بغض خش انداخته رو اون صدای نازت رو نشناسم که شمیم نیستم چی شده دردت به جونم ؟
بغض بیشتر خش میندازه رو اون صدای نازم و شمیم کمی درک میکنه دردای کوه شده رو قلب این دختر بچه ی 19 ساله رو عجیب دوست خوبیه برای من و طعم رفاقتش بدجور زیر دندون مزه میده و کاش این رشته ی رفاقت هیچ وقت قطع نشه
-هیچی شمیم خانم هیچی فقط خسته ام و کلی ام کار دارم فعلا کاری نداری ؟
-نه فعلا خداحافظ
romangram.com | @romangram_com