#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_85

میگه و نمیدونه گلوی من همین الانشم از این خنجر 19 ساله ی توی گلوم گیر کرده پاره هست و نیازی برای عکس گلوی پاره ی من برای امید خان نیست تا موجبات شادی و خوشحالی اش رو فراهم کنی آرش خان به خدا که لازم نیست

کشیده شدن موهام توسط دستای بی رحم جلاد دیشبم عجیب درد داره و حرفش دردناک تره انگار

-بعد از ظهر بر میگردم خونه شراره بهتره که خونه تمیز تر و نو تر از روز اولش بشه ..آخ که شراره میگردم دنبال یه گرده خاک تا پدر نداشتتو برات جوری در بیارم که خودتم کیف کنی ملتفتی که چی میگم ؟

و من میترسم از سر تکون دادن و با صدای آمیخته به بغضم میگم :بله میفهمم

سری به نشونه ی رضایت تکون میده و از خونه بیرون میزنه و من آوار میشم و زمین میخورم و چرا توی زمین خوردن های کودکیم کسی نبود دستمو بگیره ؟

درد دارم و قلبم عجیب درد میکنه و فکر کنم چیزی به سکته کردنم نمونده و من عجیب آرزوی مرگ دارم برای خودم که نه گذشته ای داشتم و نه حال و آینده ای .

دستای بی رحم بغض چنگ میندازن به گلویی که برای نفس کشیدن تقلا داره ...و من چقدر بسوزم ؟؟اشک میریزم و اشک میریزم و امروز اشکای من میشورن این خونه رو تا گردی نمونه تا مسبب اوقات تلخی آرش خان بشه .

درد دارم و تنم رو تکه تکه کردن انگار و چه بی رحمه که از من انتظار کلفتی داره و رفت و روب خونه اش و همه ی نو عروسا مثل منن ؟

موبایل مال عهد دقیانوسمو بر میدارم و خب مگه چیه ؟همه که مثل من خانواده اشون پشتشونو خالی نکرده بود که آخر سر شمیم دلش برام بسوزه و گوشی عهد قجری اش رو از سر خیر خواهی به من هدیه کنه شماره ی تنها همدمم رو میگیرم و میدونم که دلش خونه و هیچ کس دل خون تر از من پیدا نمیشه امروز و دلی نمونده از من به جز خون های دلمه دلمه بسته ی 19 سال زندگی .

صدای شمیم که تو گوشم میپیچه با تموم تلخی های 100 در صدی امروزم لبخند کنج لبم میشینه و حتی صدای مهربونش هم شیرین میکنه این زبون طعم تلخی کشیده رو .

-سلام شراره چطوری ؟خوبی ؟سالمی ؟چه خبر ؟چی شد ؟چی گفت ؟

دلنگرانه دوستم و خون به دلت نمیکنم شمیمم از اتفاق دیشب سر دوستت در اومده .

-خوبم شمیم نفس بگیر دوستی خفه نشی یه وقت

romangram.com | @romangram_com