#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_189
-بیچاره پسرم چه زنه بی رحمی داره
-اه ارسلان خان دسته شما درد نکنه
ارسلان خان دستی به صورتم میکشه و میگه :فقط زیاد اذیت نکن پسرمو بیشتر از ظرفیتش سختی کشیده مثله تو هر دو تون لایقه خوشبختی این میتونین این خوشبختی رو کنار هم پیدا کنید دلزده اش نکن اذیتش نکن ناز کن اما آزار نده
-چشم
و من تصمیم میگیرم امشب اگه آرش قدم پیش بذاره ببخشمش
در اتاق کوبیده میشه و آرش میاد داخل و میگه :سلام پدره گرام برات کباب خریدم نه که هی زنگ زدی گفتی غذای بیمارستان نمیخوری با هزار ضرب و زور تونستم قایمکی بیمارمش برات
یا خدا به مریضی که دیروز سکته کرده میخواد کباب بده این دیگه چه دیونه ایه مشمبای غذا رو ازش میگیرم و میگم :واقعا که میخوای ارسلان خان رو بکشی
آرش رنگ نگاهش عوض میشه و با مهربانی میگه :سلام خـــــــــانوم شما کجا اینجا کجا ؟چه بابای ما خوش شانسه حداقل تو این یه مورد شانسش از پسرش بیشتره
ارسلان خان با خنده میگه :بس کن پدر سوخته شراره جان اون غذا رو بیار که ضعف کردم
با اخم میگم :فکر کنید یه در صد اجازه بدم اینو بخورید الان خوردنه کباب واسه شما سمه
آرش با لبخندی روی لب میگه :شنیدی خانم دکتر چی گفت گفت سمه یعنی کباب بی کباب حالا هم این دو پرس غذای خوشمزه رو میبریم خونه خودم و خانم دکتر میخوریم شما هم غذای بیمارستان رو بخور غذای بیمارستان واسه اونایی که توی بیمارستانن مفیده غذای بیرون واسه اونایی که بیرون غذای خونه واسه اونایی که خونن همونطور که خانم دکتر گفت
روی پنجه ی پام بلند شدم و با اون قد کوتاه ضربه ی ملایمی به سره آرش کوبیدم و گفتم :منو مسخره میکنی ؟
تعظیمی میکنه و میگه :من غلط کنم بانو بفرمایید بریم خونه
romangram.com | @romangram_com