#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_188


ارسلان خان با لبخند از جا بلند میشه و میگه :سلام دختر گلم

-خوبین ان شاءالله

-شکر خدا بهترم بهتره خودتو آماده کنی برای اینکه بیام خونتون و تلپ بشم

-قدمتون سره چشم

-بیا بشین دخترم

بغله تختش که میشینم دستم رو میگیره و میگه :مشکلاتتون رو حل کردید ؟

-حل میشه

اخمی میکنه و میگه :چرا زودتر نمیبخشی این پسر بچه ی مغرور منو ؟

کجای کاری ارسلان خان که پسرت دیشب جلوی پام زانو زد و گریه کرد و من نبخشیدمش

-میبخشمش ارسلان خان ولی هنوز کار دارم باهاش

-اخ آخ آخ مثل اینکه حسابی میخوای پدرشو در بیاری

-با اجازه ی شما چرا که نه ؟


romangram.com | @romangram_com