#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_177
-من خوبم دخترم بهتر از اینم میشم آرش بابا بیا اینجا
آرش که نزدیک میاد با غیز نگاهی بهش میندازم و ارش انگار لذت میبره از این روی نداشته و تا حالا ندیده ی من ارسلان خان دست من رو تو دست آرش میذاره و میگه :خوب دیگه برید خونه اتون میخوام استراحت کنم
با چشمهای گرد شده به ارسلان خان نگاه میندازم که با لبخند مهربونی که رو لباش جاخوش کرده چشم هاش رو رو هم میذاره ارش که دستم رو میکشه ارسلان خان میگه :میرید خونه ی خودتون سنگاتونو وا میکنید خوب که شدم میخوام 10-20 روز مهمونتون باشم تا مطمئن بشم خوب شدید با همدیگه پس از الان سعی کنید با هم مهربون باشید
آرش با خوشحالی میگه :چــــــــــــــــــــشــــــــــــــم اطاعته امر پدر عزیزم
از بیمارستان که خارج میشیم دستم رو با خشم از دست آرش بیرون میکشم و به سمت تاکسی ها راه می افتم که بازوم رو از پشت میکشه و میگه :کجا میری؟
-خونه ی شمیم اینا
-شراره ما خودمون خونه داریم
-مایی وجود نداره تو خودت یه خونه داری
-نشنیدی بابا چی گفت تو خودت بهش قول دادی
-من تا وقتی که ارسلان خان کامل خوب نشده باهات خوب رفتار میکنم اما بعدش میخوام که عین یه پسر خوب بیای دادگاه و زیر برگه ی دادخواست طلاقم رو امضا کنی
به ثانیه نمیکشه که صورتش سرخ میشه و با حرص میگه :بس کن این بازیه مسخره رو شراره خودت خوب میدونی که من طلاقت بده نیستم
-بازی نیست آرش خان عین حقیقته
-مطمئن باش وادارت میکنم تا باز هم مثل قدیم اعتراف کنی دوستم داری چون اینو از تو اون چشمای خوشگلت میخونم حالا میبینی کی تو این بازیه مسخره برنده میشه حالا هم عین یه دختر خانوم بیا تو ماشین بشین وگرنه مجبور میشم جلو اینهمه جمعیت کولت بگیرم و ببرمت
romangram.com | @romangram_com