#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_176
-تنها کسی ان که غصه ی منو خوردن
-پس اون پسرک طفلک من چی ؟
میخندم و به کنایه رد میکنم و چه اهمیتی داره ؟
به ملاقات ارسلان خان که میرم ارسلان خان من رو کنار خودش مینشونه و با مهربونی میگه :چطوری دخترم ؟
-خوبم ممنون شما خوبید ؟
-به لطفه بعضی ها خیلی
سر پایین افکنده ی ارش خوشحالم که نمیکنه هیچ ناراحت ترم هم میکنه آرش حقش این نیست با تموم بدی هاش چون دوستش دارم حقش این زخمه زبونها نبود .
-شکره خدا که خطر رفع شد
-این خطر وقتی کاملا رفع میشه که بدونم تو گناه این پسره احمق من رو بخشیدی و برگشتی سر خونه زندگیت
با شوخی طوری که بهش برنخوره و اذیت و ناراحت نشه خندیدم و گفتم :به نظرتون خواسته تون زیادی سنگین و سخت نیست ؟
ارسلان خان غم قاطیه نگاهش میکنه و میگه :نمیبخشی اش ؟
-میبخشم ارسلان خان به شرطی که شما سالم و سر حال باشید
romangram.com | @romangram_com