#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_175

آرش اخمی میکنه و میگه :چشم بفرمایید نه که من نامحرمم

-از نامحرم بدتری مادر

آرش بی هیچ حرفی از ما دور میشه که نسرین خانم میگه :مادر نمیخوای برگردی خونه ات ؟

-من خونه ای ندارم

-خدا مرگم بده پس خونه ی اون پسر ذلیل مرده ی من واسه کیه ؟

-واسه خودش پسرتون که خونه اش رو به وسیله ی انتقامش نمیبخشه

نگاهش غمگین میشه و میگه :الهی فدات شم مادر الهی بمیرم برای دلت ببخش اون پسره ی نفهم رو

-من گله ای ندارم نسرین جون

-ارسلان مریضه دکترش گفته ناراحتی براش سمه تو رو بیشتر از بچه هاش دوست نداشته باشه کمتر نداره وقتی فهمید چه اتفاقی افتاده و آرش چه غلطی میکرده از حرصش تا دو قدمیه مرگ رفت آرش هم داشت واسه برگردوندن تو پر پر میزد هم برای زنده نگه داشتن باباش نبین پسرم الان اینقدر عادی داره دور و بره ما میگرده دلش خونه اون غروره لعنتی اشه که نمیخواد بشکوندش

-برام مهم نیست نسرین خانم دیگه هیچی برای من مهم نیست از وقتی فهمیدم اینقدر ارزشم کم بوده که یه آزمایش رو از من دریغ کردن تا این عذاب 19 سالم تموم بشه هیچی برام مهم نیست از اینکه ارش با وجود انتقام گرفتنش از آرزو از من هم انتقام میگرفت همه چی ارزشش رو برام از دست داد

-نمیتونی ببخشیش ؟

-شاید بتونم فعلا فقط به زمان نیاز دارم

-تا رسیدن اون زمان خودتو جلو ارسلان نگه دار باشه دخترم ؟ارسلان این روزا فقط غمه تو رو داره

romangram.com | @romangram_com