#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_178


حقیقت و جسارت توی چشمهاش میترسونتم به همین خاطر سریع پشته سرش راه می افتم .

به خونه که میرسیم سریع به سمت اتاقه رویا میرم که ارش میگه :شراره

-اشتباه گرفتید آقا من شراره نیستم ابدیسم

-نه نیستی که اگه بودی میبخشیدی مثل اسمت زلال بودی و شفاف تو شراره ای همون شراره ای که با شراره های عشقت آتیشم زدی و حالا داری با شراره های بی تفاوتیت نابودم میکنی خاکستره سوخته ی من به چه دردت میخوره شراره ؟

-بس کن میفهمی بس کن من شراره بودم ؟من کسی رو آتیش زدم ؟من کسی رو اذیت کردم ؟به خدا قسم که من تا حالا زورم به یه مورچه هم نرسیده همه منو اذیت کردن همه منو اتیش زدن حتی خود تو که ادعای عشق داشتی

-ادعا داشتم ؟یعنی میخوای بگی عاشقت نبودم ؟یعنی میخوای بگی عاشقت نیستم ؟

-نه که نبودی نه که نیستی کدوم ادم عاشقی این بلا رو سر معشوقش میاره ؟میدونی چقدر عذابم دادی میدونی چقدر رویا عذاب کشید میدونی هنوزم کابوس اون روزایی که زیر دست و پات له میشدم رو میبینم ؟میدونی هنوز حالت تهوع دارم از فکر به اون غذای سوخته ی به خوردم داده شده

نگاه آرش شرمگینه اما من شورشو در میارم و داد میزنم :چی میفهمی چه بلایی سرم اوردی چی میفهمی چه قدر درد کشیدم ؟

آرش اما کاری رو میکنه که انتظارش رو ندارم زانو میزنه و پاهام رو گیره دستاش میکنه سرش رو زمین میذاره و شروع به گریه میکنه و فقط ازم میخواد که ببخشمش کار سختی نیست برای منی که دوستش دارم و قصدم از این قهره اجباری ذره ای ادب کردنشه و بس

بی توجه بهش به اتاقم میرم و در رو میکوبم صدای آهنگی که از تو اتاقش میاد دلم رو بی تاب اغوشش میکنه و درک کن ارش که به این زودی نمیتونم ببخشمت آهنگی رو که گذاشته چندین بار پخش میشه واین دفعات آخر خودم هم باهاش همخونی میکنم

*تو این خونه ی خالی

تو خیالم گم میشم


romangram.com | @romangram_com