#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_160


*پشت سر حلقه ی آتیش

روبه روم یه حلقه ی دار

غم اولین سلام و آخرین خدانگهدار *

دستی رو شونه هام میشینه گرماش فرق داره بوی رویام میاد چشمهام رو خیره ی اون آبیه اسمونی رنگ زیبای روبه روم میکنم درست مثله یه رویای شیرین رویامه که رو به روم نشسته به زیباییه همیشه مثل همیشه زیبا و ستودنی مثل همیشه من رو تو حسرت زیبایی هاش گذاشته لبخندی به گرمی هات چاکلتهای مورد علاقه ی خودم و خودش میزنه و با اون صدای لطیفه بلبل گونه اش میگه :مامانی

بغضم میشکنه همون سدی که ساختم تا صدایی ازش نیاد همونی که میخواستم تا اخر عمرم مسبب لال بودنم باشه

-بسه مامانی من همیشه پیشتم خیلی زوده زود هم میام پیشت قول میدم پیش بابا باش باورش کن دوستت داره بیشتر از آرزو بیشتر از من دوستش داشته باش به خاطره من هم که شده بذار برگردم پیشت دلم برات تنگه

دله منم تنگه برات عزیزم دله منم تنگه نرو ،محو نشو ،دور نشو ،من به چنگ به این امید واهی نمیندازم عزیزکم تنهام نذار .

ارسلان خان تو سکوت به زجه زدن های من خیره است بعد از دقایقی اشک های ریخته اش رو پاک میکنه بازوم رو میگیره و بلندم میکنه و میگه :بریم دخترم ؟

-بریم

با بهت من رو به سمت خودش برمیگردونه و میگه :حرف زدی ؟

تو الان حرف زدی ؟

سری تکون میدم که با ذوق دست میزنه و صورتم رو بوسه بارون کجایی امید خان که ببینی تویی که یک بار هم دخترت رو نبوسیدی بوسه از ارسلان خانی میگیره که از تو بیشتر پدره براش


romangram.com | @romangram_com