#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_140
به خونه که میرسم همینکه در رو باز میکنم کاغذی از لای در زمین می افته دست خط رویا تو ذوق میزنه خدایا به خیر بگذرون
سلام شری جونم این نامه رو نوشتم و گذاشتم اینجا چون میدونم زودتر از بابا میرسی خونه شری بالاخره یه راهی پیدا کردم که خودمو خودتو از این عذاب نجات بدم وقتی میبینم بابا میزنتت دلم از غصه میترکه تو به خاطر من خودتو بیچاره کردی پس به خاطر من بیا فرار کنیم زندگیمون که بدتر از این نمیشه میشه ؟شراره تو فرصت داری هر دومون فرصت داریم وقتی یکی مثل حمید دیشب اومد خواستگاریت از خودم متنفر شدم که فرصت به این خوبی رو به خاطر من از دست دادی یا همون عمو کامران چقدر دوستت داشت و داره همیشه از تو دفاع میکرد اما تو به خاطر من پشته پا زدی به همه ی شانست دوست پسر دوستم قراره ما رو ببره یه جایی تا خودمون مستقل بشیم ساعت 1 دم پل ....منتظرتم .
نامه که تموم میشه زانوهام دیگه تواناییه تحمل کردن وزنم رو ندارن خم میشن و زمینم میزنن و دخترکم منو تنها گذاشت .
تو حالو هوای خودمم که صدای شراره به خودم میارتم :اِ آرش چرا اینجا نشستی
سریع از جام میپرم و رو به شراره میپرسم :رویا کو ؟؟؟؟
شراره بهت زده جواب میده :مدرسه است دیگه کجا باید باشه
برگه رو روی زمین میندازم و به سمت تلفن هجوم میبرم در حال حرف زدن با مدیر مدرسه ی رویا بودم که صدای جیغ شراره باعث شد نگاهی به سمتش حواله کنم و شراره هم فهمید وقتی متوجه شدم که رویا تو مدرسه نیست به سرعت به سمت آدرسه نوشته شده توی نامه به راه افتادم شراره حال مساعدی نداشت پس زنگ زدم به مامان و با تعریفه ماجرا اونا رو به سمت خونه دعوت کردم با رسیدن به ادرس دیدم که جا تره و بچه نیست سریع به پلیس آگاهی رفتم وبا اطلاع دادن به گم شدن دخترم احتمال ادم ربایی رو دادن و قوله پیگیریه سریع رو دادن
به خونه که رفتم چشمهای شراره از گریه دو کاسه ی خون شده بود جای چنگ روی صورتش بود هق هق گریه اش حال بدم رو بدتر میکرد
با شنیدن خبر آدم رباییه رویا از هوش رفت .
دو روزه از دخترم بی خبرم دو روزه که گریه های جانگدازه شراره آتیش به جونم میزنه دو روزه از دخترم خبر ندارم دو روزه که شراره کارش شد گریه و لابه و لب به غذا نمیزنه نمیدونم غصه ی دخترک گم شده ام رو بخورم یا غصه ی تمرین مردن کردن های شراره رو
ساعت 3 بعد از ظهره که گوشی ام زنگ میخوره خبری که به گوشم میرسه بی اختیار به گریه میندازتم گوشی که از دستم ول میشه شراره ی گریان چهارزانو خودش رو به سمتم میکشه و گوشی رو به گوشش میچسوبونه و میفهمه که دیگه رویایی نیست میفهمه که رویا مرده میفهمه که جنازه ی دختره 11 ساله ی منو تو بیابونا پیدا کردن بدون کلیه بدون قلب بدون کبد
خدایا دردمو به کی بگم بسم نبود ؟
romangram.com | @romangram_com