#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_112


خانم نظری :معلومه که میبخشم هر کسه دیگه ای بود با اینهمه مشکلات کم میاورد رویا که فقط یه شوخی با من کرد از این به بعد باید هواش رو هم داشته باشم خوب شد که گفتین واقعا کمک بزرگی کردین

مدیر –درسته اینجور بچه ها رو باید بیشتر هواشون رو داشت

خواستم تشکر کنم که با شنیدن صدای زنگ خانم مدیر گفت :اوخ اوخ از بس گرم حرف زدن شدیم که گذر زمان یادمون رفت

خانم نظری :چه زود گذشت اصلن باورم نمیشه الان باید بریم خونه

از جام بلند شدم و رو به هر دوشون گفتم :در هر صورت ازتون ممنونم بیشتر از این مزاحمتون نمیشم

مدیر و معلم سریع از جاشون بلند میشن و به بدرقه ام میان دست خانم نظری رو محکم فشار میدم و میگم :مواظب دخترم باشین باشه ؟

خانم نظری پلکهاش رو روی هم میذاره و میگه :مواظبشم ..تو هم مواظب خودت باش...

-شراره

-چه اسم زیبایی

-نظر لطفته عزیز

مدیر سرفه ای میکنه و میگه :جای هیچ نگرانی ای نیست خانم صبری از این به بعد خودمون به شرایط رویا رسیدگی میکنیم

-از لطفتون بی نهایت ممنونم فعلا خدانگهدار


romangram.com | @romangram_com