#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_104
-چون احمقم چون یه دختر بیچاره ی فلک زده ام که از داره دنیا فقط خودشه و دخترش رویا چون نه سر پناهی داشتم نه پناهی به کی تکیه میکردم وقتی تکیه گاهی نداشتم ؟
-به من به منه لعنتی خودت رو نشون میدادی ؟مگه قبل از فرار اون مثلا خانواده ات ازت خواستگاری نکرده بودم ؟فکر کردی با یه بار جواب رد شنیدن دست از سرت بر میداشتم ؟کافی بود خودتو نشون میدادی خودم همه چیزت میشدم همه کست میشدم سر پناه می خواستی سرپناهت میشدم تکیه گاه میخواستی تکیه گاهت میشدم
-حالا که نشدی چرا داری با گفتنش بیشتر آتیشم میزنی ؟
-چون عادت کردی به سوختن و ساختن مثل اینکه بیشتر جذب اونایی میشی که اذیتت میکنن خانواده ات ،آرش .خوب منم شانسمو امتحان میکنم آزارت میدم ببینم به من میرسی یا نه ؟
جواب من میشه دو قطره اشک و کامران هم شکنجه گر می شد .
*مهربانی را اگر قسمت کنیم
من یقین دارم به ما هم می رسد !
آدمی گر ایستد بر بام عشق
دست هایش تا خدا هم می رسد ...*
به مطب دکتر که رسیدیم دکتر با بررسی زخم دستم با عصبانیت به سمتم غرید و گفت :کی اینطوری شده ؟
romangram.com | @romangram_com