#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_66

اون دخترم كه مثل ميمونه آرام خودمونه ،او نم هيچی...

آرام: عههه آرمااااان....



من: اونو ول كن نفس گوش بده، اون پسره كه كنار منه آرشامه 25 سالشه دانشجو ترم آخر معماريه پسر دوم عمو فرهاده.

اون پسره كه لباس آبی داره و يه خانوم بغلشه آرشاوينه با زنش پانيذ، 29 سالشه و پسر اول عموئه.

اون دختريم كه كنار پانيذه آيسانه بچه آخر عمو كه 25 سالشه و فوق ديپلم طراحی چهره داره...

خب اين از خانواده عمو، يه بار بگو ببينم فهميدي؟

نفس: عمو فرزام، زن عمو رعنا، آرشامو پانيذ، آيسانو آرشاوين...



من خوبه، خب اين عكس بعديو ببين، اينا خانواده عمه فرزانه هستن..

اون خانومه كه هيچ شباهتی به بابا و عمو نداره عمه فرزانمه، اون آقا خوشتيپه بغلشم كه شوهرشه پرويزآقا...

دو تا بچه دارن، همين دخترا كه دوقولوأن يلدا و يسنی...

نفس: واااااي اينا چقدر شكل همن، از كجا ميفهمين كدوم كدومه؟ من: يسنی كنار لبش يه خال كوچولو داره، اگه اونو برداره كارمون تمومه!!!...

نفس: ديده نميشه كه، كو خال؟؟؟ همينطور كه عكسو بزرگ می كردم گفتم من: بذار زومش كنم، ايناهاشش ديدي؟

نفس: اوهوم، چه ريزه، ينی بايد سه ساعت نگاه كنی ببينی كدوم خال داره؟

من: چاره اي نيست، تازه صداهاشونو كاراشونم خيلی مثل همه، واقعا تشخيصشون سخته...

نفس: چه جالب، من تا حالا دو نفر انقدر شبيه به هم نديده بودم، رشتشون چيه؟ من: اوووووم نميدونم يادم رفته، چی بود آرام؟ آرام: گردشگري همش درحال گردشن...

نفس چشاشو شطون كرد و گفت

نفس: تو چطور رشته ي آيسانو ميدونستی ولی رشته اينارو نه؟ خبريه؟ من:من روز اول چی گفتم به تو؟؟؟


romangram.com | @romangram_com