#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_332

من: بريم شروع كن. سه...دو...يك...

صداي قشنگوشادگيتار كل فضاي سالنوپركرد. بايداعتراف كنم توي كارش استادبودوحسابی ماهر. بااينكه باهم حسابی تمرين كرده بوديم ولی همين كه جلوي اينهمه آدم هول نشه وخراب كاري نكنه خيلی حرفه. خودموباآهنگ شادگيتارهماهنگ كردموشروع كردم. صداي منم كل سالنوپركرد...

هيچ كس وسط نبود. بجزمنونفس. نفس كه گيتارميزدومنكه ميخوندم. تمام برقاخاموش بودوبجاش دستگاه هاي حبابوبخارورقص نوركارميكردن. به نظرخودم كه فوق العاده شد.

مهمونام همراهی كردن.

توسراپااحساسی، توخودعطرياسی اگه توبامن باشی، زندگيموميسازي دست تو، توي دستم عشق تو، توي قلبم من هميشه عاشقت بودموبازم هستم

دوست دارم دوست دارم دوست دارموبی قرارم.

خوشبختيموباتوميخوام، باتوآرومه روزگارم.

توسراپاآرامش، من پرازحرفوخواهش داشتن اين احساسوتنهاباتوميخوامش توشبيه رؤيامی توتموم دنيامی حس خوب بارونی كه توقلبم ميمونی دوست دارم دوست دارم دوست دارموبی قرارم خوشبختيموباتوميخوام باتوآرومه روزگارم دوست دارم دوست دارم دوست دارموبی قرارم خوشبختيموباتوميخوام باتوآرومه روزگارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارموبی قرارم...

)خوشبختی، مازيارفلاحی(

بعدازتموم شدن آهنگ صداي دست زدن مهموناگوشموكركرد. برقاروشن شد. همه به وجداومده بودن.

خودمم خيلی خوشم اومد. نفس كه ازبرنامه ي بعد من خبرنداشت منتظربودبرم كنارش كه دوباره ميكروفونوبرداشتم وشدم سخنران...

من: ممنونم...خب اين ازسورپرايزمنونفس خانوم. وامابرنامه ي من هنوزتموم نشده. من يه سورپرايزدارم واسه نفسم...

بازهمه شروع كردن به دست زدن.

من: گروه اركسترمن آماده ام اگه ميشه آهنگوپلی كنين...

بازبرقاخاموش شدورفتم وسط. لامصب حس دامادي رفته بودوجوخوانندگی گرفته بودم...

موسيقی بی كلام آهنگی كه درنظرگرفته بودم پخش شد. خودموباآهنگ هماهنگ

كردموآهنگوباصداي خودم براي نفسم خوندم. آهنگی كه به نظرم حسابی گوياي حالم بود... چه بی اندازه ميخوامت چقدرزودعاشقم كردي توازتوخلوت شبهام يه دنيابغضوكم كردي چه بی اندازه درگيره نگاه آسمونيتم چه توخوابوچه بيداري به دنبال نشونيتم يه دنياازتوممنونم براي اينهمه شادي چه سرشارم ازعطرتو توبه من زندگی دادي چه بی اندازه خوشحالم جهان مال منه امشب كسی خوشبختی ما رو

بهم نميزنه امشب.


romangram.com | @romangram_com