#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_331

به حدي خوشگل شده بود كه ازتوصيفش عاجزم. رفتم جلوولباموبه لباش نزديك كردموآروم بوسيدم. واي كه چه شيرين بود. اي خدادارم كم ميارم هنوزهيچی نشده. سريع لباموجداكردمورفتم عقب. زل زدم توچشماي نافذوسياهش.

من: كاش عروسی نميگرفتيم بري آرايشگاه لباس بپوشی. آخه فرشته ي من نگفتی ميري آرايشگر خوشگل ميشی آرمان كش ميشی. من بی جنبه ميشم؟ دارم كم ميارم نفسم.

باترس نگام كرد. بالحن نگرانش گفت

نفس: واي نگوآرمان گفتم نميتونی، الآن ميزنم زيرهمه چيا...

من: نه نه شوخی كردم مثل هميشه پاي حرفم هستم مردونه. قول ميدم.

كمكش كردم تاشنل حجابشوبپوشه. كلاهشوآروم وبادقت سرش كردم. لباسش ساده وشيك بود. دست يخ زدشوگرفتم بين دست خودم كه مثل كوره ي آتيش بود. آروم رفتيم سمت ماشين.

پورشه ي قرمزم باگلهاي سفيديكدست تزيين شده بود. درسمت نفسوبازكردموبادقت نشوندمش.

خودمم سوارشدم. گفته هاي فيلمبرداروموبه مووبادقت انجام ميدادم.

توي باغ عنوزمهمونی نبود. زودتراومده بوديم تافيلموعكسامونوبگيريم.

باهردفه رقصيدن ياگرفتن عكساي مدل به مدل لحظه به لحظه حالم خراب ترميشدوطاقتم كم تر. اي خداعجب غلطی كردم قبول كردماامشب واقعاميتونست شب زيباي عروسيم باشه...

رفتيم توي سالن زنانه وانجام بين رقص نورهاودستگاه حبابوبخارميرقصيديم. مهموناتكوتوك اومدنومن به وجودهيچ كس توجه نداشتم. فقطوفقط نفسموميديدم. حتی حاضرم قسم بخورم كه يادم نيست آتناوآرام چی پوشيده بودن. فارغ ازتمام دنياكل مجلسوبجزچنددقيقه كه براي خوش آمدگويی مردارفتم توي زنابودم وتوي بغلش ميرقصيدم. انقدرخوش گذشت كه گذرزمانومتوجه نشدم. حالاآخرمجلس بودو، وقت سورپرايز.

من: آماده اي؟ نفس: اوهوم

من: باشه من برم گيتاروبيارم

ازكنارش بلندشدم. رفتم طرف گروه اركسترميكروفونشونوگرفتم. باقطع شدن صداي موسيقی هم همه شده بود. صداموصاف كردموگفتم.

من: مهموناي عزيزخواهش می كنم توجه كنين.

يدفه همه ساكت شدنونگاهاي سنگينشونوانداختن به من.

من: من زيادسخنرانی بلدنيستم. ولی خب ازهمتون تشكرميكنم بخاطراينكه امشب ازوقت گرانبهاتون بخاطرمنوعشقم گذشتينوقدم روي چشماي من گذاشتين. ازاينكه اومدين وخوشبختی ماروميبينين وخوشحاليمونوباشماتقسيم كرديم خوشحالم. آخراي وقته ميدونم كه خسته شدين ولی خب اگه منوهمسرعزيزموتوي كاري كه ميخوايم انجام بدين همراهی كنين مطمئنم بهتون خوش ميگذره. ازتون خواهش می كنم سكوتورعايت كنينوبادستاي قشنگتون همراهيمون كنين. ممنونم.

نميدونم حرفاي من كجاش دست زدن داشت كه همه باهم شروع كردن به دست زدنوبعدشم سالن توي سكوت فرورفت. گيتاروبرداشتم. ازقبل كوكش كرده بودموآماده بود. ولی خب بازم واسه احتياط چكش كردم. همه چی آماده ومرتب بود. دادمش دست نفس. ميكروفونونزديك گيتارتنظيم كرديم كه صداش به همه ي سالن برسه.

من: خانومم آماده اي؟ نفس: آره


romangram.com | @romangram_com