#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_250

خورد توي پرم، ولی به روي خودم نياوردم، من آدمی نيستم كه به اين راحتی وا بدم...

با انرژي هميشگيم گفتم

من: داري مياي واسه من يه كادو بخر...

آرمان: كاغذ كادو؟ چه مدلی؟ واسه كی ميخواي؟ من: چقدر سوال ميكنی آرمان...

نه بابا كاغذ كادو ميخوام چيكار؟ يه هديه ميخوام واسه خودم....

آرمان: واسه خودت ميخواي كادو بخري؟!

من: عههههخنگ بازي در نيار، ميخوام تو بخري واسه من....

ميدونستم مثل هميشه ابرو انداخته بالا!!!...

آرمان: انوقت روي چه حسابی.؟

مگه پولام اضافه كرده كه واسه تو يكی الكی كادو بخرم؟ من واسه آرامم سال به سال كه تولدشه بزور ميخرم.

من: خب من فرق دارم.

آرمان: چه فرقی اونوقت؟ من: دليل داره حتماد يگههههه...

آرمان: خب ميخوام دليلشو بدونم.

من: نميشه كادومو كه آوردي دليلشو ميفهمی.

آرمان: برو بابا دختره ي ديوونه، زنگ زدي منو از كار انداختی داري چرت و پرت ميگی.

من: ميل خودته، به نفعته كه بياري و گرنه دليلشو نميگم.

آرمان: من نه كادو ميارم نه ميخوام دليلتو بدونم...

من: خيله خب پس....




romangram.com | @romangram_com