#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_205

درو محكم باز كردم و با پام كوبيدمش به ديوار.

نفس با صداي در و ديدن من هول شد و گيتارو گذاشت زمين و از روي تخت بلند شد.

اخمامو كردم توي هم و داد زدم

من: تو توي اتاق من چه غلطی ميكردي؟ با من من و تته پته گفت نفس: سلا...ببخشی...من...من...

من: مرض، خودتم ميدونی چه گندي زدي پس...

به چه حقی اومدي توي اتاق من؟ نفس: در...در باز بو...

پريدم وسط حرفش

من: غلط كردي در باز نبود بسته بود...

نفس: قفل نبود...

با غيض نگاهش كردم

من: در هر قبرستونی قفل نبود بايد سرتو بندازي پايين مثه خر بري توش؟

خاك بر سر بی جنبت يه بار قفل نكردم در اتاقمو، تو خونه خودمونم احساس امنيت و آرامش نداريم...

ههه هر روز در اتاق ما رو چك ميكنی ديگه نه؟؟؟!!!

اشكش مظلومانه چكيد، با بغض گفت نفس: ببخشيد، من بخدا باز بود كنجكاو شدم...

من: غلط كردي، گمشو بيرون.

نفس: گيتارتو ديدم خوشحال شدم، من عاشق گيتارم منو ببخش.

من: زر نزن انقدر ،برو تو اتاقت...

سرشو انداخت پايين و از بغلم رد شد و رفت...

درو پشت سرش بستم و نشستم روي تخت و گيتارو بلند كردم و تار هاشو با انگشتام نوازش كردم.


romangram.com | @romangram_com