#منشی_مدیر_پارت_239


-اره يا بهتر بگي خواستگارت

-خب اين موضوع چه ربطي به من داره؟

-نگو هنوز نفهميدي براي چي اومده بود؟

سرم را پايين انداختم و حرفي نزدم.

-مي دوني يه طوري حرف مي زد که انگار جواب منفي تو تقصير ما بوده و در لفافه به بهناز مي گفت شما يه طوري از برادر من صحبت کردي که حتي دختره نخواست يه نظر برادرم رو ببينه در صورتي که مامان بيچاره تمام حرفايي که خانوم رجبي از برادرش گفته بود مو به مو به شما تحويل داده ولي خانوم رجبي باورش نمي شد.

با عصبانيت گفتم:خب اون مشکل خودشه

-ببين من کاري با خانوم رجبي ندارم حرفم يه چيز ديگه اس مي گم تو چرا حتي نخواستي پسره رو ببيني؟

-چون فعلا قصد ازدواج ندارم.

-اين حرفم از اون حرفاست قصد ازدواج ندارم ديگه چه صيغه ايه چطور روزي که اومدم در مورد مهيار باهات صحبت کنم نگقتي قصد ازدواج نداري.......من اصلا سر از کار تو در نمي ارم.مهيار رو رد کردي به خاطر اينکه عقيده داشتي از تو بالاتره يکي ديگه به خاطر قيافه اش نپسنديدي يکي ديگه رو به خاطر شغلش رد کردي يکي ديگه رو به يه دليل واهي ديگه يعني تو نتونستي از بين اين شش هفت خواستگاري که داشتي يک نفر رو انتخاب کني؟اصلا چطور تونستي اين پسره.......رجبي رو مي گم رد کني؟

در حاليکه سعي مي کردم خونسر باشم گفتم:ولي من هيچکس رو به دليل واهي رد نکردم حتما براي رد کردن يه دليل موجه داشتم.

-دليل موجه خيلي علاقه دارم اين دليل موجه تو رو بشنوم.

من اصلا دليل اين کنجکاوي شما رو نمي فهمم ولي تو قول دادي جواب سوال منو بدي

يعني چي؟من چه مي دونستم شما مي خواي همچين سوالي بپرسيد

خب مي خواستي از اول بپرسي در چه موردي مي خوام باهات حرف بزنم

ولي دليل من کاملا خصوصيه نمي تونم بگم


romangram.com | @romangram_com