#منشی_مدیر_پارت_235
-به نظر من بهتره قبل از خواستگاري اين حرفا رو بهش بزنيد.
-بهش گفتم ديگه راستي قراره توي اين چند روز بريم خواستگاري........خيلي هيجان زده ام نمي دونم جوابش چيه؟
بي حوصله گفتم:خب معلومه جوابش مثبته.
-اخه چند تا خواستگار خوب براش اومده ولي همه رو رد کرده به نظر تو چه دليلي مي تونه داشته باشه؟
-خب حتما منتظر شما بوده.
فربد با لحني حاکي از ناباوري گفت:راست مي گي؟يعني به اين خاطر بوده؟نمي دانم چرا از دست فربد به خاطر اين اشتياقش حرصم گرفته بود.
صداي خود حقيقي ام در گوشم پيچيد:رمينا يعني واقعا نمي دوني که تو داري حسادت مي کني؟
-حسادت؟اخه به کي؟
-به تينا.........چون مورد علاقه فربد
-من اصلا تينا رو هيچ وقت به حساب نمي ارم.
-پس تو به هر دختري که فربد دوست داشته باشه حسادت مي کني البته به جز تينا.
-مزخرف مي گي
-به چه دليلي مزخرف مي گم.اصلا علت اين بي حوصلگي چيه؟چرا حرف نمي زني؟
-چون دلم نمي خواد حس کنجکاوي ادماي فضول رو ارضا کنم.
مشغول سوال و جواب با خودم بودم که صداي فربد را شنيدم:حواست کجاست مثل اينکه داشتم باهات حرف مي زدم ها
romangram.com | @romangram_com