#منشی_مدیر_پارت_234

بازوين را به شدت از دستش بيرون کشيدم و با لحن پرخاشگرانه اي گفتم:اشکال کار همينجاست که هر چي سعي مي کنم نمي تونم باور کنم که شما همچين حرفايي زده باشيد و برخاستم و با عجله به راه افتادم

چند ثانيه بعد فربد خودش را به من رساند و گفت:صبر کن حالا براي چي اين قدر تند راه مي ري؟نمي خواي به حرفاي من گوش بدي؟مطمئنم اگر حرفام رو بشنوي اين قدر به من کم لطفي نمي کني

بي انکه جوابي به او بدهم سوار ماشين شدم و به محض سوار شدن فربد حرکت کردم

پنج دقيقه اول به سکوت گذشت ولي بالاخره صبر فربد تمام شد و شروع کرد به صحبت کردن:من حدس مي زنم که همه اين اطلاعات رو تينا به بيتا گفته نمي دونم خبر داري يا نه ولي تينا و بيتا دوست چندين و چند ساله ان البته اينم بايد اضافه کنم که بيتا دختر زياد جالبي نيست واون قسمت هايي که از قول من گفته در واقع يا ساخته و پرداخته ذهن خودش بوده يا تينا بهش ياد داده ولي اينا مهمنيست مهم اينه که من اين حرفا رو نزدم و مهم تر اينه که تو باور کني

سوالي را که مدت ها بود از خودم مي پرسيدم ناخوداگاه بر زبان اوردم و گفتم:چرا تينا از من خوشش نمياد؟

يعني خودت نمي دوني؟

منظورتون حسادته ولي تينا چيزي از من کم نداره که بخواد به من حسادت کنه

مي دوني تينا دختريه که بعضي مسائل روخيلي زود مي گيره و عکس العمل نشون مي ده ولي اميدوارم هر چه زودتر اين عادت زشتش رو ترک کنه

چه مسائلي؟واضح تر حرف بزنيد

فعلا امکانش نيست ولي اگر همين طوري ادامه بدي مجبورم يه کم واضح تر حرف بزنم تا بالاخره يه چيزايي بگيري و خنديد.

بي توجه به متلکش گفتم:منم اميدوارم تينا دست از سر من برداره چون ديگه کم کم حوصله ام رو سر برده

-خيالت راحت باشه..........مطمئن باش که ديگه از تينا رفتار اشتباهي سر نمي زنه.

-پس علاوه بر بي سليقگي خوش خيالم هستيد به هر حال اميدوارم خوشبخت بشيد.

-مرسي....ميدوني من که تمام تلاشم رو براي خوشبختي اون به کار مي گيرم و اميدوارم منو همون اندازه بخواد که من مي خوامش

-از اين نظر که خيالتون راحت باشه.......خيلي شما رو دوست داره.

-اخه مي دوني تنها دوست داشتن فايده نداره..........بايد منو درک کنه به عقايدم احترام بذاره خواسته هام براش مهم باشه و سعي کنه اونا رو عملي کنه.

romangram.com | @romangram_com