#منشی_مدیر_پارت_217


-فعلا که فقط يکي دارم..........يعني به نظر تو کمه؟

-مي دونيد من از ادمايي که ديگران رو سر کار مي ذارن هيچ خوشم نمياد.

-منم خوشم نمياد...........ولي منظورا چيه؟

-کاملا روشنه البته اگر باز خودتون رو به...........وادامه ندادم.

-خواهش مي کنم ادامه بديد.چرا ساکت شديد؟گفتم که وقتي خيلي مودبانه باهام حرف مي زني فرداش سوءهاضمه مي گيرم.منظورت رو واضح بگو منم قول مي دم خنگ بازي از خودم در نيارم.

-اصلا بهتره فراموش کنيد چي گفتم.-نه به نظر من بهتره حرفتو کامل بزني.........مگر اين که خودتم حرفات رو باور نداشته باشي.

-اينش اصلا مهم نيست مهم اينه که شما اونو گذاشتيد سر کار.

در حاليکه سعي مي کرد صدايش را پايين نگهدارد با عصبانيت گفت:مي شه بگي کدوم احمقي رو سر کار گذاشتم که خودم نمي دونم؟

-من اصلا علت اين انکار شما رو نمي فهمم.

-منم علت اين که تو حرفات رو راست و پوست کنده نمي زني نمي فهمم...........بالاخره مي گي اون يعني کي؟

بي حوصله گفتم:اون يعني بيتا

با تعجب گفت:بيتا؟تو بيتا رو از کجا مي شناسي؟

-من نمي فهمم اينا چه ربطي به موضوع داره

-حتما يه ربطي داره تو جواب بده.

-دو بار اومد شرکت شما رو ببينه ولي شما نبوديد


romangram.com | @romangram_com