#منشی_مدیر_پارت_205
-بله چون من ساعت يک کلاس دارم
-شما دانشجويييد؟
-بله
-ببخشيد من کنجکاوي مي کنم چي مي خونيد؟
-کامپيوتر
-منم خيلي به کامپيوتر علاقه دارم ولي متاسفانه قبول نشدم.........راستي شما ترم چندم هستيد؟
حوصله پرچانگي او نداشتم و در حالي که خودم را مشغول کرده بودم گفتم:هفت
-موفق باشيد...........راستي شما نمي دونيد فربد به چه چيزايي بيشتر علاقه داره؟
از گوشه چشم نگاهي به او انداختم و گفتم:متوجه منظورتون نمي شم اصلا چرا فکر مي کنيد من ميدونم اقاي فرهنگ به چه چيزايي علاقه دارن؟
سر جاش جا به جا شد و گفت:خب اخه با هم همکاريد يعني مي خوايد بگيد از اخلاق و سليقه هاي همديگه بي خبريد؟
-دقيقا همينو مي خواستم بگم در ضمن من فکر مي کنم شما بايد به اخلاق ايشون واردتر از من باشيد
-خب بله..........ولي من مي خواستم براي تولدش............وبا هيجاني اشکار ادامه داد:اخه امشب تولدشه مي خوام يه هديه اي بهش بدم که هميشه خاطرش بمونه يه چيز باحال
بي حوصله دستي به علامت ندانستن تکان دادم و گفتم:متاسفم من نمي تونم کمکي به شما بکنم
شانه اي بالا انداخت و گفت:بي خيال
با تعجب نگاهش کردم.يعني دختري که فربد به او علاقه مند شده بود همچين دختري بود؟دختري با تکه کلام هاي کوچه بازاري؟
romangram.com | @romangram_com