#منشی_مدیر_پارت_193
- سعي نکنيد به جاي ديگران تصميم بگيريد
- شمام سعي نکنيد ديگران رو براي قبول خاسته هاتون تحت فشار قرار بديد.
- من شما رو تحت فشار نذاشتم. ازتون خواهش کردم....البته انتظار ندارم همين الان جواب سوالم رو بديد مي تونيد يه هفته فکر کنيد.
نگاهي به اطراف انداختم وفربد را ديدم که به ماشين تکيه داده و روزنامه اي در دست داشت. ترجيح دادم حرف اخر را به نيک پور بزنم و بروم. نفس عميقي کشيدم و گفتم: ببينيد اقاي نيک پور من دلم نميخواد بيخودي ديگران رو منتظر بذارم بنابراين همين حالا جوابتون رو ميدم شما براي من فقط همکلاسي هستيد همين و بس.
اميدوارم از من نرنجيده باشيد وبدون اينکه به او فرصت ديگري بدهم از او جدا شدم. و به طرف فربد رفتم. فربد با ديدنم در را برايم باز کرد و منتظر ايستاد
- اميدوارم زياد منتظر نمونده باشيد.
- اشکالي نداره ودر ماشين را بست و در حاليکه سوار ميشد پرسيد: دستت چطوره؟
- خوبه زياد اذيت نمي کنه
- خوبه اين ديگه کي بود؟
- يکي از بچه هاي هم کلاسي
-ولي به نظر من سن و سالش براي ترم اول يکم زياد بود تو اين طور فکر نمي کني؟
- نه چون ترم شش رو داره تموم ميکنه
- مامانت بهت نگفته با پسراي بزرگتر از خودت نپر؟
- نع..اگر گفته بود که گوش کرده بودم و الان توي ماشين شما نبودم
- من شريک توام همکارم همسايه ام اينا با اون فرق داره....حالا چي؟
romangram.com | @romangram_com