#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_89

مچ دستمو از دستش با خشونت کشیدم بیرون
عصبی بهش توپیدم
-چته؟؟؟؟ به چه حقی بهم دست میزنی؟؟؟ برو پی کارت ...چرا دست از سرم برنمیداری ؟؟؟ای بابا ...
شروین-نیلوفر....به خدا کارت دارم....بیا یه امروز با من بریم کارمو بهت بگم....به خدا واجبه...
خنده عصبی ای کردم
-فکرکن من با توبیام....! حتما....
شروین- نیلو ....لج نکن...به خدا کارت دارم
-ببینید آقا من میری هستم...فهمیدی؟؟شما رو هم نمیشناسم....
شروین- نیلو یه لحظه آروم باش
ساکت شدم
میخواستم سریع حرفشو بزنه و بره پی کارش....
شروین-میای؟؟؟
-نه....یا همینجا یا اصلا....
شروین-یعنی همینجاحرفمو بهت بزنم؟؟؟
-لحنم شوخی بود؟؟؟
شروین-نه....ولی ...آخه رفم جاش اینجا نیست....
-پس خدافظ...

romangram.com | @romangram_com