#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_85
گیج نگام کرد...
امیر- نمیخوای با پسرعمت بری؟؟
-من عمه ای ندارم که پسر عمه هم داشته باشم....
شروین-نیلوفر....یعنی چی؟؟
برگشتم با عصبانیت- چی یعنی چی؟؟ هان؟من شما رو نمیشناسم آقای به ظاهر محترم...
شروین-دعوای پدر مادرامون به ما ربطی نداره نیلوفر...
دستمو تکون دادم که یعنی برو بابا ...همراه امیر رفتم تو پارکینگ
شروین-نیلوفر....نیلو کارت داشتم.. نیلو...اَه....
همراه امیر سوار ماشینش شدیم...
امیر- میشه بگی.....
حرفشو قطع کردم
-لطفا فعلا هیچی نگو....
امیر حرفشو تموم کرد...
بعد از چند دقیقه گفتم
-ببخشید مزاحمت شدم...
امیر-مزاحمتی نبود....خوبه خودم شمارمو بهت دادم...
-......
romangram.com | @romangram_com