#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_362

امیر -چی میخوری؟؟
-نمیدونم ...هر چی خودت ..
امیر-نه دیگه....باید خودت سفارش بدی ..امروز من میخوام با سلیقه ی تو غذا بخورم....
تعجب کردم اما زیاد ضایع نکردم قیافمو...
منو رو برداشتم ....
اصلا میل به غذای برنجی نداشتم....
پیتزا هم که نه!
اومممممممم.... لازانیا....
یاد اون شب مهمونی خونشون افتادم که لازانیا با هم خوردیم...
نگاش کردم....
لبخند مرموزمو که دید ابروش رفت بالا
امیر-چیه؟؟
-لازانیااااا....
امیر هم لبخند مهربونی زد و سفارش برای هر دو مون لازانیا و پیتزا داد
نگاهم مشتاق دور و اطراف میچرخید
امیر-اگه میدونستم بیای اینجا به جای من به اینور اونور نگاه میکنی نمیومدم اینجا....
-چرا؟؟

romangram.com | @romangram_com