#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_356
زخم رو تمیز کردم که سیاهی و خون های خشک شده از بین رفت و دیدم بله ...
چون بخیه ها ریز و کمی نزدیک هم با فاصله ی پنج میلیمتر بودن زشت دیده نمیشد ولی جاش کامل مشخص بود ...البته طبیعی بود ....
برگشتم سمتش و نگاش کردم
نگاهش فقط روی زخمم بود .... چشماش براق بود....
نمیدونم داشتم درست میدیدم یا نه..!؟
نه....امیر !!!
برگشتم سمتش و نگاش کردم
نگاهش فقط روی زخمم بود .... چشماش براق بود....
نمیدونم داشتم درست میدیدم یا نه..!؟
نه....اشک بود...
خدای من....
نگاهم فقط به اون قطره بود که از چشمش جدا شد و روی گونش ریخت...
باورش برام سخت بود....
دستش بالا اومد ...
هیچ حرکتی نمیتونستم بکنم...
انگار مسخ شده بودم...
انگشتش روی زخمم که نشست نفسم برید ....
romangram.com | @romangram_com