#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_353
پیاده شدم و داشتم میرفتم بالا که گفتم بذار یه تعارف بزنم زشته هیچی نگم...
رفتم و شیشه رو زدم
شیشه رو داد پایین
امیر-چیزی شده؟؟
-نه..خواستم بگم....بیا بالا ...
امیر لبخندی زد و پیاده شد ...با چشمای گرد شده نگاش کردم که خندید
امیر-خیلی تشنمه فقط آب میخورم و برمیگردم
فقط سرمو تکون دادم و خودمو لعنت برای تعارف زدنم...
در رو که باز کردم از راهروی ورودی لوستر ها رو روشن کردم و برگشتم سمتش
-بفرمایید....
کفشاشو در آورد و وارد شد...
امیر-این دومین باریه که میام خونت...اولین بار و یادته؟
لبخندی زدم
-آره همراه آناجون اومدی ولی وارد خونه نشدی...
امیر شیطون خندید-آخه نیلوفرخانم اصلا تعارف نکرد
تعجب کردم....
واقعا من تعارفش نکرده بودم؟؟چقدر من بی ادبم...
romangram.com | @romangram_com