#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_318
یه دفعه نیما داد زد -چیییی؟ چیزیت شده؟؟ حرف بزن نیلوفر ....
با تعجب گفتم
-نه...فقط ...
نیما- فقط چی؟؟کجایی؟؟
-نیما ..چیز مهمی نیست...فقط پیشونیم بخیه میخواد ...دارم میرم خونه
نیما- داری میری خونه ....مگه نمیگی بخیه لازم داری؟؟ اصلا بگو کجایی میام
-نیازی نیست نیما ...من خودم پرستارم...خودم میتونم....فعلا نمیتونم بیشترحرف بزنم ..خدافظ...
سریع قطع کردم که بیشتراصرار نکنه
رفتم داخل...
پیشونیم شدید درد داشت...
بریدگی بیشتر از چهار سانت بود و البته کمی عمیق....
رفتم توی سوریس و دورش رو با آب تمیز کردمو بعداز ریختن ماده ی ضدعفونی کننده بی حس کننده ای به محل زخم زدم....
بعد از چند لحظه که حس کردم بی حسه شروع کردم به آماده کردن وسایل ....
داشتم آماده میشدم که صدای زنگ آیفون اومد....
رفتم و توی تصویر امیر رو دیدم....
اون اینجا چی کار میکنه؟؟
برنداشتم....
romangram.com | @romangram_com