#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_314
دیر فهمید چی گفته... اگه قبل از دیدن اشکام میفهمید میبخشیدمش ...
ولی الان ..
نه ...نمیبخشمش....
به من تهمت زد!!!....خیلی سخته کسی که دوستش داری بهت تهمت بزنه....
اونم چی؟؟ وقتی تهمتش هیچ واقعیتی هم نداشته باشه....
اشکم ریخت وسریع گرفتمش تا قلب شکستم بیتر خورد نشه....غرورم...
رفت...
خواست حرفی بزنه که دستمو به معنای سکوت بالا بردم...
دهنش باز موند و بعد بسته شد و نفس عمیقی کشید....
میدونم..
میدونم امیر
میدونم پشیمونی ولی....به همین راحتی از حرفات نمیگذرم....
رفتم جلوتر و کاملا نزدیکش ایستادم....
سعی کردم صدام نلرزه..
سعی کردم محکم باشم....
باید میبودم
لبهام از باز شد .....
romangram.com | @romangram_com