#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_313

این چی گفت؟؟ رابطمون در چه حده؟؟؟ یعنی چی؟؟
اصلا کدوم رابطه؟؟
این راجب من چه فکری کرده؟؟؟
اخمی کردمو با صدای بلند گفتم
-منظورت چیه؟؟؟ رابطه کدومه؟؟؟ من به جز همون چند بار دیدنش رابطه ی دیگه ای باهاش ندارم....هه....خیلی .....
امیر هم داد زد-خیل چی؟؟هااان ؟ خیلی چی؟ یه بار با شروین گرم میگیری! یه بار با سعید میگی ومیخندی توی مهمونی ....الانم که قرارتون با نیما....دیگه....
با سیلی ای که ناخداگاه بهش زدم حرف تو دهنش ماسید...
با اینکه سیلیه دست کوچیک من روی صورت مردونه ی اون هیچ تاثیری نذاشت ولی بدجور دلمو خنک کرد...
نگاهش روم بود بدون هیچ اثری از پشیمونی....
دلمو آتیش زد با حرفاش...قلبم...
صدای شکستنش بیرون نیومد ولی خودم شنیدم....
اشک تو چشمام پر بود...
نگهش سرگردون روی چشمام بود....
دیدم....
دیدم که رنگ نگاهش عوض شد...
دیدم کمی پشیمون شد....
اما دیر بود...

romangram.com | @romangram_com