#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_303
-خواهش میکنم کاری نکردم....
آناجون -خوب...برید بالا ...
اناجون همراهم اومد و منو توی همون اتاق که لباسامون رو گذاشته بودیم برد
آناجون-اینجا سرویس هم داره ....میتونی یه دوش بگیری.....
-ممنون....
آناجون-الان برات یه لباس راحتی برای خواب میارم ...لباسای خودتم از پایین برات میارم بالا
-زحمتتون نشه؟
آناجون-بشین دختر ....الان میام
روی تخت نشستم...بعداز چند مین برگشت و لباسای خودم همراه پیرهن بلند سفید آستین حلقه ای دستش بود....
آناجون- برای خواب راحته ...تا حالا نپوشیدمش....راحت باش...من برم؟ کاری نداری؟؟
-نه ....ممنون
آناجون لبخندی زد و رفت بیرون....
سریع در رو قفل کردم و رفتم داخل سرویس ....به به ... سریع یه دوش گرفتم و اومدم بیرون....
پیرهن روپوشیدم
با اینکه خیلی بلند و گشاد بود ولی خیلی قشنگ بود....
نگاهی به تخت کردم....
من باید اینجا بخوابم؟؟چرا موندم اصلا ؟؟
romangram.com | @romangram_com