#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_268

به نظر بیتر میخورد مانتو باشه ولی خوب بود...
من که میدونم تویمراسم مختلط لباس بازنمیپوشم پس به کسی مربوط نیست من چی میپوشم...خیلی خوشگل بود...
آستینش سه ربع بود و دامنش گشاد ...طرحای روش هم خیلی قشنگ بود.... خوشم اومد ازش ...خریدمش
ساپورت قهوه ایه نیره همخریدم چون اندازه ی پیرهن تا زانوم بود
روسریه شیکی هم خریدم که رنگاش توهمون رنگای قهوه ای و نارنجی بود....
اونقدر ذوق زده بودم که با سرعت رفتم خونه تا بپوشمشون و خودمو ببینم...
همین که رسیدم سریع لباسامو در وردمو پوشیدمشون....
خیلی تو تنم خوشگل بود...
تا کمرم تنگ بود و از اون به پایین آزاد و چین دار بود ....خیلی خوشم اومد از خودم...
احتمالا تو پوشیده بودن من تو مجلسشون تک بشم..ولی خوب من همینم....
هیچ وقت پیرهن باز نمیپوشم ....
خوشحال درشون آوردم و همشونو توی محلول آب و نرم کننده لباس ریختمتا از بوی نویی در بیاد و خوشبو بشه...
خودمم رفتم یه دوش گرفتم
تا آخر شب بگم صد بار رفتم نگاشون کردم و ذوق کردم دروغ نگفتم...
همیشه از خرید کردن چه کوچیک چه بزرگ ذوق میکنم عین بچه ها
صبح که بیدار شدم خیلی خوشحال بودم...
بعد از مدتها میخواستم برم مهمونی....البته مهمونی ای که کسی رو زیاد نتمیشناختم.....اما این مسیله ای نبود که از ذوق و شوقم کم کنه....

romangram.com | @romangram_com