#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_255

امیر- پس این چیه؟؟
با دست به نیما اشاره کرد...
-این ...گفتم که نیماست پسر عمو متین....
امیر-منظورم اینه که مگه نباید شما الان با هم مشکل دشته باشید؟؟؟
-آهان...چرا ...ولی ..نیما فرق داره...نیما با ماست ...یعنی طرف ما هست و مادر پدرو خانواده رو مقصر میدونه...
امیر- خوب ....این به این معنیه که با تو در ارتباط باشه؟؟
اخمی کردم...
-من باهاش رابطه ای ندارم امیر....مادرجون و نیما با هم مرتبط بودن....یعنی امیر مثل بقیه ی خانوادم دشمنم نیست... میدونی وقتی فهمید مادرجون فوت شده چه حالی شد؟؟؟
امیر اخم بدتری کرد-نمیفهمم نیلوفر...یعنی هر کی با مادرجونت در ارتباط بوده باشه میتونه با تو هم....
حرفشو قطع کردم
-چی میگی امیر؟؟ من رابطه ای باهاش ندارم....
امیر عصبی خندید-دارم میبینم...ببخشید با هم اومدنتون چه معنی ای میده؟؟؟
-تمومش کن امیر....وقتی چیزی نمیدونی نگو...
امیر صداشو برد بالا-چیزی رو نمیدونم؟؟؟؟ لازم نیست حتما بدونم ....دارم میبینم....دیگه به چشمام که شک ندارم....
عصبی شدم....طاقت تهمت رونداشتم...
مثل خودش صدامو بردم بالا
-آره...اصلا آره من باهاش مرتبطم...چی میگی حالا...تو چه کاره ای داری بازخواستم میکنی و تهمت میزنی...

romangram.com | @romangram_com