#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_184

در سالن رو اومدم باز کنم دیدم قفله....کلیدم روش نبود ...
نا امید یه برا دیگه امتحان کردم و سرخورده خواستم برگردم عقب که نمیدونم تو تاریکی به چی خوردم ...
سرم رو بردم عقب ببینم چیه که دو تا چشم براق رودیدم...
-کیه؟؟؟
امیر-منم...
یه قدم رفتم عقب....
من به امیر خوردم؟؟؟
سرخ شدم دوباره....
امیر- چرا اینجایی؟؟ مگه نخوابیده بودی؟؟؟
-نه...خوابم نبرد...خواستم برم بیرون دیدم در قفله....
امیر- منم داشتم میرفتم بیرون...اگه دوست داری بیا...
از کنارم عبور کرد و در رو با کلید تو جیبش باز کرد و ایستاد تا من اول برم
از کنارش رد شدم و تشکر زیر لبی ای کردم....
در رو بست و هم قدم با من اومد....
امیر- میخوای فقط قدم بزنی یا بری کنار ساحل....؟
-دوست داشتم برم ساحل....
امیر- بریم....

romangram.com | @romangram_com