#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_172

مادرجون - بدجور هوس کتلتاتو کردم ...
-چشم....زشت نیست جلوی آناجون کتلت بذاریم؟
مادرجون خندید-نه بابا ....میتونی زیادم درست کنی بری توی راهم خودمون و اونا...چطوره؟؟؟
-خوبه....هر چی از خوراکی گرفته تا مواد غذایی بگو یه ساعت دیگه میرم خرید .....
مادجون-باشه...لیست میکنم میدم بهت ....
مادرجون روی موهامو بوسید و رفت بیرون....
چمدون لباسامو بستم و رفتم پایین
چند بسته گوشت چرخی گذاشتم بیرون تا یخش باز شه برای کتلت ...
سویچ رو برداشتم
-مادرجون دارم میرم لیستتو بده ...
آنا-کجا میری دخترم؟
-میرم کمی خرید دارم ...شما چیزی نمیخواید؟؟؟
آنا-نه گلم ...مرسی
لیست رو از مادرجون گرفتم و رفتم....
از چیپس و پفک گرفته تا مواد غذایی ..جوجه آماده و ماکارونی و ....
خیلی خرید کردم ....میدونستم مادرجونم مثل من از آویزون بودن کسی متنفره برای همین این همه مواد سفارش کرده ....
خریدها که تموم شد رفتم خونه ...آنا جون با دیدن خریدها تعجب کرد

romangram.com | @romangram_com