#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_144

امیر بلند خندید
-خیلی ببخشیدا ..خیل مسخره اید ....به بدبختیه آدما نمیخندن جناب
امیر- من میتونم تو چند تا مورد بهت کمک کنم
ذوق زده گفتم
-چییییییییییی؟؟
امیر -آروم بابا ....کر شدم دختر .....خوب اول میگم که مامان فسنجونو ترش دوست داره یهنی فقط رب انار ترش بزن و شکر هم اصلا نزن.....
-وای مرسی ...اینم یکی از سوالا بود ...بازم کمک داری؟؟؟
امیر خندید-مامان فسنجونو با کوفته ریزه دوست داره ....
-ایول....
امیر-گردو رو هم رنده کن....خورد نکن
-وای ...خیلی کمک کردی امیر ....یه پا آشپزیها واسه خودت
امیر- بله دیگه ..وقتی از بچگی کنار دست مادرم بود و هر هفته سه بار فسنجون میخوریم یاد میگیرم دیگه ....
بلند خندیدم-هفته ای سه بار؟؟؟
امیرم خندید -بله....خانم پندگو بدبختی آدما خنده نداره ها ... خوب فعلا کار نداری ؟؟؟؟
-نه مرسی...خیلی کمکم کردی ممنون
امیر-قابلی نداشت خانم آشپز...بازم کمک خواستی بهم زنگ بزن....
-مرسییی...

romangram.com | @romangram_com