#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_141

-بله ....
امیر- خوب پس اگه ممکنه گوشی رو بده به همون خانم خوشگل
خندیدم و گفتم
-کدومشون ؟
امیر- اونی که خوشگل تره
با اعتراض گفتم
-هر دوشن خوشگلن ....اسم بدید لطفا ....
با اینکه داشتیم به شوخی حرف میزدیم ولی از خجالت جلوی آنا جون و مادر
جون سرخ شده بودم و مطمینم اونا هم سرخیمو میبینن ....سفیدیه پوست هم همینش بده دیگه.....
امیر هم خندید- آنا مادرم
بدون حرف دیگه ای گوشی رو دادم دست آنا جون...
-خوب خانمای زیبا بگید ببینم نهار خوردید یا نه؟؟
مادرجون-آره مادر ....پیتزا سفارش دادیم...برای تو هم تو ماکروویوه...داغش کن بخور....
-مرسی پیتزا....شام چی میل دارید ؟؟؟
آنا جون-حالا تا شام خیلی مونده گل دختر ....
-نه دیگه ...من باید بدونم سرکار خانمها چی میل دارن با حوصله بپزم ...دیگه ز این فرصتا پیش نمیاد که آشپزیمو به رخ بکشم....
آنا جون بلند خندید ...چقدر خنده هاش مثل امیر بود ....

romangram.com | @romangram_com